جناب آقای مهدی اخوان ثالث در شعر خوان هشتم خود در بخشی میفرمایند ((کان کلید گنج مروارید او گم شد )) که اشاره دارد بدان که رستم اولین باری بود که خنده از لبانش محو شد راست هم میگفت البته بنده با تحقیقات فراوان یافتم که گمشدن کلید گنج مروارید رستم همانا و گم شدن کلید گنج مروارید مردم ایران هم همانا لازم به ذکر است آن طور که در پیشگویی های باستانی توسط قاضی القضات لاریجانی نقل شده است ((مردی از تبار سمنانیان بر میخیزد و کلید بر دست سر بر میآورد و تغییر و تحولی رخ میدهد))1

البته بزرگان2 بر این باورند و براین نمط رفته اند که این مرد سمنانی با کاپشنی بهاری ظهور میکند و کلید نیز در جیب مخفی کاپشن پنهان است اما با بی وفایی یکی از یاران نزدیک به نام اسفندیار، شخصی با تدبیر ،کلید را به امید باز کردن گره های مردم بر میدارد

هنوز هم عرفا و علما ومن در تفکر و مکاشفت به سر میبریم که آیا این کلید همان کلید گنج مروارید مردم این اقلیم است یا اینکه مرد بهاری زرنگ تر بوده و کلید را درچاه جماران انداخته و مردم باید حالا حالا ها بدوند           عجیبا قریبا



1.کتاب در مجلس برادر جلد دهم صفحه 1390 خط 13


2.استاد و الاساتید و عارف والعرافیف و فقیه والوفاقیف استاد مصباح و یاران منظور است