داشتم پیاده میرفتم خونه که اان مغربو گفتن منم خیلی گشنم بود سریع رفتم مسجد اونور خیابون با کلی بدبختی نوبتم شد یارو گفت: برادر شما هم افطار میخواید. گفتم: پ ن پ میخواستم ازتون بپرسم قبله از کدوم طرفه یه دفه داد زد: برادر مرتضی کی از دوستان اهل فیس بوکه منم گفتم:برادر مرتضی بسیجیه گفت: پ ن پ قطب نماست میخواد بیاد قبله رو بهت نشون بده

بعد افطار به داداشم میگم بزن سه میگه:واسه سریاله میخوای میگم: پ ن پ برای صحبت های ارشاد کننده ایت الله مکارم میخوام